عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است


گــریه در گــریه با خــودم گفتـــم

جـا نِ اَفلاک پشـــتِ پنجـــره ها ســت

آی مـــردم ، تَمــــــــــــــــا م هَستــی ما

در همیــن خــآک پشــت پنجــره هــا ست ...



گر نبودی ، اثر از روضه ارباب نبود 
خلق ، با حنجر تو ، ذکر ِ "حسین جان" دارد



پی نوشت :

بغض هایم کجادخیل شوند؟ پس ضریحت کجاست آقاجان؟

روضه خوان هاچرانمیخوانند؟ گریه هابیصداست آقاجان

السلام علیک یا جعفر ابن محمد ، یا امام صادق علیه السلام و رحمة الله و برکاته
شهادت احیاگر مکتب محمدی(ص)  حضرت امام جعفرصادق(ع)تسلیت باد


۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۰۰
سیـده بانــو

حسیـــن جــــان

گــنـه از جــــانب مـــا نیستـــ کــه مجنــــون شدهـ ایـــم

گــــردش چشـــم تـــو نگـــذاشــت که عــاقل باشیم ...



تا مقصد وصال که ماه محرم است ... ما شصت و هفت منزل دیگر مسافریم

****

گـــــدا کجا ؟ شمـــــا کجا ؟ زمین کربــــــلا کجا ؟؟

بـــَــدا کجـــا ؟ حسین کجا ؟ خـــوبای عالمـــین کجا ؟؟

کجا رو دارم آقا ؟ کجا رو دارم ..

ـــ ــــ ــــــ ـــ ــــــ ــــــــ ـــــ ـــــ ــ

رفـــقا روز شمار گذاشته اند برای محرمت اربــــاب

من ... امــــا

جرأت شمارش ندارم

طاقت ندارم محرم بیاید و کربــــلا نباشم

من از خودم میترسم...

وگرنه  از مهربونی شما که...




پی نوشت :

به حسیــن ابن علی پشت و پنـــاهم گـــرم اســت
ای خــدا شــکــر، عــجب پشــت وپنـــاهی دارم

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۰
سیـده بانــو

خــدا برای ظهــور تو صبرمان بدهد

خــدا کند نکشد کا رمان به رسوایی


دلــت که گــــرفته باشد پنج شنبه و جمــعه نمیشناسد

فقـــط بی قراری کردن را میداند

با هیچ چیز هم نمیتوانی آرامش کنی

اصلا نمیدانی بهانه ی چه را میگیرد؟؟

فقط بهانه میگیرد

فقط همین قدر میدانی که بغض داری

که هیچ چیز آرامت نمیکند

که با هیچ چیز سرت گرم نمیشود

با هیچ چیزی...

فقط میدانی که بیقراری

بیقرار یاری که او از همه ی آدمهای دنیــــا بیقرار تر است...

عزیز زهـــرا بعضی اوقات که دلم بیقرار میشود

تنـــها میشود

فقط به تنهایی شما فکر میکنم

امان از دلی که بیقرار شماست

که گم شده است و آقایش پیدایش نمیکند...

میشـــود ما را پیدا کنی آقا ؟؟

مثل کودکی که گم شده.. گریه میکند و صاحبش را میخواهد...

پی نوشت

روزی کـــه از نـگاهــت بــــاران عشـــق ریـزد
چتــــری به سر نگیرم، تــــا خیــسِ مهـربانی،
گــــردد دلِ حــــزینـم...

۲۸ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۳۰
سیـده بانــو


چون ریشه های پرچم سبزش به دست باد ، در هر سلام زائر کرببلا شدیم


بیهوده نیست ، خیلِ گـــدایان این حـــرم

حال و هــــوای کربــــلا دارد این حرم



ما سوختگان ، شور و نوا میخواهیم

بر دردِ فراقِ خود دوا میخواهیـــم

دلســوخته ی عمِّ رســــول الله ایم

از حضرت حمزه کربلا میخواهیم



پی نوشت:

پانزدهم شوال سالروز وفات حضرت سیــــد الکریم و شهادت سید الشهدا حضرت حمـــزه علیه السلام بر همگان تسلیت باد



۲۱ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۳۰
سیـده بانــو

نــاجــیِ نـــوح ، ساکـــنِ روح

یـــا مَن اَرجـــوه ، لِکُـــلِ خـیــــر

کارِ مــن که دل سپــــردنه و

کارِ تـــو فقـــط ، دلبـــــــریه

حرفِ این یکــی دو روزه که نیست

صحبتِ یه عمـــــــر نوکریــــــه

به شمـــا محـــــتاجم

به همین نفس زدن تو روضه ها محتــــاجم

به دعایِ خیــرِ این سیــــنه  زنا محـــتاجم

به هـــــوایِ حــــرمِ کــرببلا محتاجـــــم



پی نوشت:

طبیــبـان بـارها گفتـنـد ایــن غم را علاجـی نیست

دگر غیـــر از هــوای " کــربـلا " بر مـــا نمـی سازد


۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۳۰
سیـده بانــو

همه ش با خودم میگم؛
تو خـــدا ی منی
تو خـــداااا ی منی

تو ، خـــدای منیییییی

مگه نمیگیم اِنا لله؟
مگه ما مالِ تو نیستیم؟
مگه تو حواست بهمون نیست ؟؟؟

تو اَسمَعُ الســـامِعیــنی
تو اَبصَـــر الناظـــرینی

تـــو از رگ گردن به ما نزدیکتری...
پس تو حال من و میبــینی، میــفهمی، میدونی چی میخوام
میدونی دردم چیــه، غمم چیــه
من میـــترسم خدا

خــدایـــا
نکنه خودت و ازم بگیری
نـــکنه عشقت و ازم بگیری
نـــکنه عشق ارباب و ازم بگیری؟؟

نکنه عشق اهل بیتت رو ازم بگیری ؟؟؟

خدایا من بنده ی بدی بودم
دیـــر اومدم
اما بالاخره اومـــدم
این روز ها از اون روزهاییه که فقط یه رد پا توی زندگیمه

رد پای تـــو...

رد پای منی وجود نداره
چون توی آغوش تو ام
خدایامن و پس نزنی
ردم نکنــــی
خدایا من و با هیچی امتحان نکن
با هیچ چیزی که بخواد تو رو ازم بگیره
که هر چقدرم امتحانم کنی... باز تو رو انتخاب میکنم...

خدایا من و از ارباب دور نکنی
میدونی چقدر عاشق یکی یک دونه ات هستم
عاشق ترین خدای عالم
این کمترین بنده ت
این کوچیک ترین و بدترینشون
فقط میخواد اجازه بدی بازم کنارت باشه
اگه خطایی کرده ببخش
اما با دوری از خودت مجازاتش نکن

همه ازکنارم رفتن، تو کنارم بمون

 تـــو باشی برام بسته

کمکم کن خـــدا
کمکم کــن ...
مهربــون خـــدای عاشقــم ...

۱۶ مرداد ۹۳ ، ۰۲:۵۰
سیـده بانــو

باید برای یــار حریمی درست کرد ،گنبد برای مرد کریــمی درست کرد

باید برای تربت خاکی مجتبـــی، از آه سینه سوز نسیمی درست کرد

بر سنگ قبر جمله ی یا فاطمه نوشت ، با قطره های اشک گلیمی درست کرد

باید برای پاره جگر پاره جامه شد، با نور روضه قلب سلیمی درست کرد



نفرین برآنکه پایه گذار سقیفه شد ، نفرین بر آنکه داغ عظیمی درست کرد

در کوچه راه مادر ارباب را گرفت، با تازیانه حال وخیمی درست کرد

ازنسل او کسی حرمش را خراب کرد، بر شیعیان عذاب الیمی درست کرد

ای کاش بشنویم که مهدی قیام کرد، یک کاروان مرید صمیمی درست کرد

سوی بقیـــع رفته و آن بارگاه را، بهتر زبارگاه قدیمی درست کرد

ای کاش بشنویم که قبر کریــم را، با دست خویش مرد رحیمی درست کرد



پی نوشت :

به مناسبت هستم شوال سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع
پدرم خواست که تا دستی به ضریحت بکشد
آه افسوس که دست پدرم
خاکی شد..


۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۰۱
سیـده بانــو

سر میدهیم ما..نه ...ولی خم نمیشویم

با زوزه ی شغال که درهم نمی شویم


از مکه تا مدینه و از شام تا عراق

عمری است میکشند ولی کم نمیشویم


دنیا اگر به حکم ابو جهل تن دهد

ما هم قطار مردم عالم نمیشویم


احلی من العسل شده مردن برای ما

همسایگان غصه و ماتم نمیشویم


ما اهل گریه ایم ولی اشک بر غدیر

یک آن جدا ز حضرت خاتم نمیشویم


بر سلسله جبال علی خانه ساختیم

با دره های پست که هم دم نمیشویم



۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۴۲
آقا سید علـی

مــــا را که یا مجیـــــر و اَجرنــــا عــــوض نـــکرد

دلتنــــــگ گریه هــــای محـــــرم شده دلـــــم




اربـــاب

این روزها دلـم بهانه ی محــــرمت را میگیرد... روزشمار گذاشته ام برایِ مــاه ِ عــاشقی

برای اینکه با دلـــم زمزمه کنم این نوحه را ؛

رفیــقِ شبایِ بی کسی/ یارِ روزایِ دلواپسی/ محـــرم اومد و میــدونم/ که تو به دادم میـــرسی


دلم بهانه ی سینه زنی های ریــــحانه را میگیرد

آخر دلـــم فقط آنجاست که آرام میشود

ارباب؛  میشود برات کربلایم را امضـــا کنی؟

 خیلی زیاده خواهی است برای بدی چون من...

خیلی لیاقت میخواهد برای سومین سال پیاپی، در ماه محــــرم ،بین الحرمینتان را طواف کنم

بدیهای من بیشمار، اما هر چقدر که باشد ،خــــوبی ِ شما از آن افزون تر است

میـــدانم و به آن امیـــد دارم...

۰۹ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۰
سیـده بانــو