عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ  یــار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....

نویسندگان

۱۱ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

روی نیازم کجاست ؟ روی حسین (ع) است و بس

قبله ی قلبم کجاست ؟ کوی حسین (ع) است و بس



۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۲۷
سیـده بانــو

آهسته قدم بزن، خدا می داند
جا مانده دلی به زیر پایت زائر...


مزد چهل روز پریشانی نای ت زائر
از میان همه کردند جدایت زائر

دست  ارباب خودش دوخته بر قامت تو
خلعت نوکری خویش برایت زائر

بی سبب نیست خدا هم به شما مینازد
حضرت فاطمه کرده ست دعایت زائر

هر سلام تو، جهان در تب و تاب است
با لرزش آهنگ صدایت زائر

کاش در صحن علمدار، به یادت آرند
ما را به میان گریه هایت زائر

آهسته قدم بزن، خدا می داند
جا مانده دلی به زیر پایت زائر

این ذکر «حسین حسین» مرا خواهد کشت
مستانه بخوان، جان به فدایت زائر


حنیف منتظر قائم




۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۵:۲۷
سیـده بانــو

دلگیر ِ دلگیرم

از غصه میمیرم

مرا مگذار و مگذر ...


کربلا نرفتن سخت است / کربلا رفتن سخت تر / تا نرفته ای شوق رفتن داری / تا رفتی شوقِ مُردن / کربلا رفته ها می دانند /بعد از کربلا، روضه حسین (ع) / حکمِ زهر دارد برای دلِ اوراق شده زائر / آخراینجا / دیگر عبّاس نیست / تا آرام شوی درحریم امنش ...




۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۲ ، ۰۰:۲۲
سیـده بانــو


حسن جان ...

با آن مزار خاکی و سقف کبوتری

میخواستی نشان بدهی از همه ، مادری تری ...


هفتم صفر ، سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

(به روایت قوی تر)




۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۲ ، ۱۹:۱۸
سیـده بانــو

میدانے اربــــــــاب ؟ 
ما را از کودکے بہ جدایـے ها عادت دادند 
همان جایـے کہ روے تختہ سیاه مےنوشتند : 
خـــوب ها بـــــدها .... 
و من بـــــدترین ِ بـــــدها هستم .... 
و گاهے فقط گاهے نمےخواهم کہ بـــــد باشم 
و باز هم گاهے تلـاش مےکنم کہ جزء خــــوب ها شوم ... 
ܓ✾ 
کــــــــــــربــــــــلا رفتن فقط یک بهانہ مےخواهد ... 
مےشود آیا ؟ 
این تلاش مرا بهانہ اے براے ســــــــفر عــــــشق قرار دهے ؟ 
مےشود ؟



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۲ ، ۰۰:۲۹
سیـده بانــو



طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد
قد خم دست به دیوار شدن هم دارد


تا صدای لبت آمد لبم از خواب پرید
سر تو ارزش بیدار شدن هم دارد

عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات
این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد

بی سبب نیست که با دست به دنبال توام
چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد

دخترت نیستم از طشت رهایت نکنم
دختر شاه فداکار شدن هم دارد

معجری را که تو از مکه خریدی بردند
موی آشفته گرفتار شدن هم دارد


(علی اکبر لطیفیان)



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۲ ، ۰۰:۳۳
سیـده بانــو

السلامُ علی الصغیره الحسین (عیله السلام)


میگویند

بچه ها تازه در سه سالگی می فهمند

بدن از دو قسمت " سَر " و " تَن " تشکیل شده است ...


شب پنجم ماه صفر، شهادت حضرت رفیه (س)




پی نوشت :

چند روزه دارم با خودم فکر میکنم از دهم محرم تا پنجم صفر... بیست و پنج روز میگذره. توی این بیست و پنج روز چی به سر یه دختر سه ساله اومد که کنج خرابه جون داد؟ توی این بیست و پنج روزی که از عاشورا گذشت و کسی دیگه به مصیبت هاش فکر نکرد... چی به سر قافله کربلا و بی بی ساله مون اومد...

من فقط چند روزه دارم بهش فکر میکنم و دیوونه میشم. امون از دل آقامون امام زمان (عج) ...

التماس دعا

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۲ ، ۱۷:۵۲
سیـده بانــو

در اضطراب ، چه شب‌ها که صبح شان گم شد 
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد.

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید 
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد .




چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت 
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر 
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد 
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۲ ، ۲۰:۰۱
سیـده بانــو



مشک برداشت که سیراب کند دریا را

رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

آب روشن شد و عکس قمر افتاد در آب

ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می خواست ببیند لب او را دریا

پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شق القمری دیگر دید

ماه افتاد که محراب کند دریا را

تا خجالت بکشد سرخ شود چهرۀ آب

زخم می خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس

تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریۀ گل بود و الاّ خورشید

در توان داشت که مرداب کند دریا را

کاش روی دل خشکیدۀ ما آن ساقی

عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل

چون خدا خواست که نایاب کند دریا را



پی نوشت:
این پست برای دل پاک همسفر خوبم در  دیار عشق، امید که همیشه در پناه نگاه مهربان اربابمون حسین (ع) و دستان علم گیر ساقی کربلا خوب و خوش و سلامت باشه...



دریافت

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۲ ، ۱۶:۳۱
سیـده بانــو

ری سپهر و حرم اوست مه تابانش
برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش
دوست دارم که شب و روز ز لطف وکرمش
پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش
آیه وحی در این خانه کتابت دارد
زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد
زائر او به خدا فیض قرابت دارد
درو دیوار حرم نقش نجابت دارد
ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند
آفتاب حسن اینجاست خدا می داند
خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست
سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست
ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست
کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست
حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی
بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی
تو به باغ دل ما سرو روان حسنی
نخل طاها و گل عطر فشان حسنی
ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم
حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم
عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری
تو مقام از سخن مدح فراتر داری
تو عطا و کرم آل پیمبر داری
ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری
جان به قربان تو ای سیّد پاکیزه سرشت
شهرری ازتو بهشت است بهشت است بهشت.


 
                                                                 غلامرضا سازگار(میثم)


پی نوشت :

وقتی دلت هوای ارباب و میکنه و میری پیش سید الکریم تا بغض همه ی دلتنگی هات رو بشکنی ...


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۲ ، ۲۰:۰۴
سیـده بانــو