عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ  یــار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....

نویسندگان

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است


مـرگ، گل باشد اگر، در طلبش گلدانم
خون اگر ریخته شد، ریشه دهد ایمانـم

"مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک"
چند وقتیست در این دایره سر گردانـم

"چنـــد وقتیست سـرم میل بریدن دارد"
چـــون اویس قــرنى میشکند دنــدانم





بابی انت و امی که فقط کافی نیست
همه ی دار و ندارم ، همه فرزندانم

بنـــویسید مرا حُـــرّ فــدایی دمــشق
بنـــویسید که بر عهــد خودم میمــانم

من اگر خوبم اگر بد به شما مربـوطم
نگـــذارید خجالت بکشم...... میــدانم

خوب میدانم اگر گوشه ی چشمی باشد
یـــا دمِ قدســیتان، بــا نفســی سلـــمانم

کاش روزی بخرد در هم و قسمت بشود
به فدایِ حرم حضرت زینب (س) جــانم

در صف حشر که مردم همه گریان باشند
من اگـــر کشته ی عشق تو شوم خنـــدانـم





۲۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۲۰:۱۴
آقا سید علـی