عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

۱۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

آقای من

قرار نیست فقط غروبهای پنجشنبه تا غروب جمعه

سراغت را بگیریم

قرار نیست فقط جمعه ها انتظار ظهورت را بکشیم


شنبه هم میشود از دوریت ناله سر داد

یکشنبه هم میشود انتظارت را کشید

دوشنبه هم میشود دنبال گمشده گشت

سه شنبه هم میشود با آقا درد ِ دل کرد

چهارشنبه هم میشود به خاطر آقا گناه نکرد

یا بن الحسن

دوریت درد بی درمانمان است



پی نوشت

مهدی جان؛ پلِ صراط چشمانِ توست

از چشمت که بیفتم روزگارم جهنم میشود

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۲۰
سیـده بانــو


پنـــهان مکن جمال خود از عاشقان خویش
خورشید را برای ظهور آفریده اند




به من رحــــــم کن

بی قرارم ، بیـــــــا

کجا بغضم و جـــا بزارم ؟

بیـــــــــا

نمیدونم این چندمین جمعه بود؟

حساب زمان و نـــدارم


 بیـــــــــــــا





۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۲۷
سیـده بانــو

 

چادر ببند بر کمرو انقلاب کن ، شام ِخراب را سر شامی خراب کن

از ما مدافعان حرم انتخاب کن ، روی تمام سینه زنانت حساب کن ...

یاد عرب نرفته که فیروز زاده ایم ، تا پای مرگ پای شما ایستاده ایم

مکر سقیفه نقشه خصمانه ریخته ، در باغ دوست آفت بیگانه ریخته

هیزم اگر چه بردر این خانه ریخته ، دور وبر تو این همه پروانه ریخته

ما که نمرده ایم شما بی حرم شوی  ، زهرای بی مزار در این شهر غم شوی

پاییز را فراری خشم بهار کن  ، این قوم را دوباره به نفرین دچار کن






پی نوشت :

در کارِ عشق ، گرمی بازار ، زینب است...

ما ، عشق مان به ح س ی ن را ، مدیونِ  زیـــــــنبیم


۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۴۶
سیـده بانــو

علی سرِ نهان و آشکار است

خدایی، نازِ شصتِ کردگار است

علی خود معنی صوم و صلاه است و ذکرش باقیات و صالحات است




حیـــــــــدر شدی تا پشت در، هـِــــــــــی در بکوبند

جای ملائک نیست بال و پر بکوبند

زهرا دلش میخواست نامِِ یا علی را ، رویِ عقیقِ سرخِ پیغمبر بکوبند

سنگ علی را فاطمه بر سینه کوبید

باید که بر دُرِ نجف ، هِـــــی در بکوبند



نام تو اسم اعظم پرودگار است

این مُهر را باید به هر منبر بکــــوبند

معراج تازه ابتدایت بود باید ، نام تو را از این مقرب تر بکوبند

هر کس تو را دارد چرا باید بترسد ؟

هر چند گناهِ ما دلت آزارد

لطف و کرم تو بر سرِ ما ، بارد

یک چیز زِ نوکری خود فهمیدم

ارباب هوای نوکرش را دارد...



پی نوشت :

چایی نجف عجب به جان میچسبد/ سنگینی آن به شاعران میچسبد/ تا نصفه آن پر از شکر های درشت/ هی نعلبکی اش به استکان میچسبد/در اول و آخر تمام اذکار، بک ذکر امیر مؤمنان میچسبد

میلاد مولی الموحدین، امیرالمؤمنین ، آقا جانم علی ابن ابی طالب بر شیعیان حضرتش مبارکباد


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۳۳
سیـده بانــو

هزار جان گرامی فدای جودِ جواد

دلِ شکسته خود بسته ام به بودِ جواد

همه خلایق عالم غریق نعمت اوست

چراکه نیست حدودی برای جودِ جواد




پدرت شاه خراسان و خودت گنج مقامی

پدرت حضرت خورشید و خودت گنج تمامی

غنچه ای نیست که عطر نفست را نشناسد

تو که ذکر صلواتی و درودی و سلامی



پی نوشت:

جانها هزار بار فدای مولایی که  سرشار از جود و کرم است

میلادتان مبارک

میلاد شما که  راه ِ ورودی قلبِ امام خورشیدید

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۱۲
سیـده بانــو


این قبیله همه شان لایق پیغمبری اند  ، همه مستند ولی مست می کوثری اند

اسمشان مثل علی صولتشان مثل علی  ، فرصت جنگ بیافتد همه شان حیدری اند

غیرت الله جهانند علی های حسین ،  مثل بابا همه جا پیش همه مادری اند

سن مهم نیست دراین قوم همه میدانند ،  در روایتگری دین همه شان منبری اند

علی اکبر و اوسط خودشان محشری اند ،  ولی انگار که مست علی آخری اند..



پی نوشت :


قافله آماده می شود کم کم آخرین سردار هم رسید...

امشب  دلم دخیل دستان کوچک شماست. شما که باب الحوائج تمام دنیایی

و میدانم که رهایم نخواهید کرد

در روز میلادت ،آرام کن دلم را و اجابت کن دعای این مظطر را

تا بار دیگر چشمانم شش گوشه را ببیند ای شش ماهه علی اصغر بابا


۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۳۶
سیـده بانــو

بعضی وقتها فقط بعضی حرفها به زبونمون میاد

معنیش رو درست متوجه نمیشیم

امروز معنی یکی از حرفهایی رو که خیلی زیاد گفتم و متوجه شدم

حتی با چشم دیدم

خیلی هامون و تقریبا میتونم بگم همه مون

از ائمه میخوایم که وقتی مردیم بیان بالای سرمون

شب اول قبر تنهامون ندارن

وقتی تشییع جنازه ی یه آدم با ایمان میری

تازه این و میفهمی

که چقدر یه آدم سعادت داره که سر قبرش بجای داد و فریاد رو به قبله بشینی و زیارت عاشورا بخونی

اربابت رو  صدا بزنی

و بخوای که به فریاد کسی که از دنیا رفته برسه


امروز توی بهشت زهرا موقع تشییع جنازه

مو به تنم سیخ شد وقتی داشتن عاشورا میخوندن

برای اونی که رفته بود گریه نمیکردم چون خوب بود و خوب هم رفت

برای خودم گریه کردم

و به ارباب این بار با چشم باز ،التماس کردم که وقتی مردم به فریادم برسه

و بهم بگه

اسمع

و افهم

ولا تخف ..

نترس  نترس  نترس

 


پی نوشت :

چقدر خوبه که ماشیعه ایم 

چقدر خوبه که این امام ها رو داریم

چقدر خوبه که وقتی میخوان خاکمون کنن اسم این 14 معصوم و میارن

چقدر دل آدم و آروم میکنه شنیدن این اسامی

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۰:۵۳
سیـده بانــو

غربتِ دنیاست

آن لحظه ای شما باشید و من هم..

اما چشمانم از دیدن ساحتِ مقدستان محروم بماند

هنوز حلاوتِ  اولین دیدارمان را به یاد دارم

هنوز شهدِ شیرین ِ مهمان نوازیتان در ذره ذره وجودم جریان دارد

آقا

غریب سامرا

امشب برای همه ی میهمانان دلشکسته ات دعا کن

دعا کن برای دلی که سامرایت را دیده و بیقرار است

 




پی نوشت

برای جدِ تو امشب سیاه پوشیدم

کنارِ چشم ترم باش و روضه برپا کن

 

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۲۹
سیـده بانــو

این بار را بخر... که دگر راحتم کنی

بیهوده رفتنِ سر بازارها بس است

تو سفره را برای همه پهن می کنی

در مهربانی تو همین کارها بس است

ما را بهشت هم نبر... اما قبول کن

لبخند تو برای گنه کارها بس است

... آری فقط حسین مرا رد نمی کند

آری ... آری فقط حسین........

آری فقط حسین مرا رد نمی کند.

 

دل بیمار فقط از تو شفا میخواهد
با که گویم که دلم کرببلا میخواهد ؟



پی نوشت:

آرزوی امشب من سلامتی و فرج آقا امام زمان

+



۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۰۲
سیـده بانــو

خدایا به هر که دل بستم ، تو دلم را شکستی.

عشق هرکس را به دل گرفتم تو او را از من گرفتی،

هر کجا خواستم دل مضطرب دردمندم را آرامش دهم، تو یکباره به هم زدی و

در طوفان های وحشتناک حوادث رهایم کردی

تا هیچ آرزویی  را در دل نپرورانم و به هیچ چیز امید نداشته باشم،

 خدایا تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نجویم

و فقط در سایه توکل به تو آرامش وامنیت احساس کنم،

خدایا تورا برای همه نعمت هایت شک...ر می کنم.

خدایا تو آنقدر به من رحمت کرده و آن چنان مرا مورد عنایت خود قرار داده ای

که من از وجودخود شرم می کنم،

خجالت می کشم که در مقابلت بایستم و خود را کوچکتر از آن می دانم

که در جواب این همه بزرگواری و پروردگاریت، تو را شکر کنم...



پی نوشت

بین خودمان باشد، اما این روزها احساس میکنم مرا محکم در آغوش خودت گرفته ای و بعد از هر اتفاقی زود دلم را آرام میکنی تا من و تو فقط سهم همدیگر باشیم

این احساس را دوست دارم. اینگونه در آغوشت بودن را دوست دارم خدا

و آرزوی من این است؛ مثل همیشه کنارم بمان

یا رفیق من لا رفیق له



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۵۶
سیـده بانــو