عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

۱ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

« بِسْــمِ رَبِّ الحُــسَیْنْ »

گفتى اگر تو بى پناهى من حسینم

حتى اگر غرق گناهى، من حسینم

گفتى بیا پاک از گناهت میکنم من

تو رو به چاهى، رو به راهت میکنم من

گفتى بیا مثل تــو خیـلى خــار دارم

حتى براى مثل تــو هم کــار دارم

 

 

آواره ام، آواره را آواره تــر کــن

بیچاره ام، بیچاره را بیچاره تر کن

هرشب اسیرم میکنى پاى بساطت

دارى تــو پیرم میکنى پاى بساطت

من چاى میریزم گناهم را بریزى

یکجـــا تمام اشتبــاهم را بریــزى

شــأن نزولت میکند آخر بلندم

سر را تو دادى جاى آن من سربلندم

من خام بودم غصه و غم پخته ام کرد

این پخت و پزهاى محرم پخته ام کرد

خوب است نوکر آخرش بى سر بمیرد

خوب است بین نوکرى نوکر بمیرد

خوب است ما هم گوشه اى عطشان بیفتیم

در زیـــر پاى ایــن و آن عریـــان بیفــتیم

 

پینوشت :

خوشبخت ترینم که نیازم به کسی نیست،چون ریزه خور سفره دربار حسینم.

الحمدلله و به لطف ارباب مهربان رزق نوکری محرمان را کربلا نوشته اند.

ان شاالله راهی ام و دعا گو

حلال بفرمایید، یا علی مدد.

 

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۸:۴۸
سیـده بانــو