عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ  یــار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....

نویسندگان

۱۶ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها، باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

 ننوشته ست گنهکار نَ یــاید به حرم، پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم

برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم، زود ما را برسانید به مشهد به حرم



بیماری که زخم های عمیق برداشته باشد ، آنقدر عمیق که از داد و فریاد درد هایش ، از بد قلقی هایش تمام طبیبان شهر به تنگ آمده باشند یک طبیب مهربان و صبور می خواهد که وقتی مرهم بر زخم هایش می گذارد و دادش گوش فلک را کر و غرغرهایش خودش را هم به تنگ می آورد طبیبش طبیبانه بر بالینش بنشیند و نه مرهم ،که طبیبش خود درمان دردهایش باشد . . . این زخم های عمیقی که دنیا به هر گمشده ای می زند طبیبی دیگر می خواهد نعم الطبیبی می خواهد ...



پی نوشت:

عازم مشهدم تا نعم الطبیب درمــــان دردهایم باشد

طاعاتتان قبول و پیشاپیش عیـــدتان مبارک 

یا علی مدد

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۳ ، ۱۷:۰۰
سیـده بانــو

اللّهَُمَ  اِنّا  نَشکو اِلیکَ فَقــــدَ نبیِنا

 و غَیبَه وَلیِّنــا...

اَینَ صـــا حِبَنـــــــا ؟

اَیـــنَ ولیــــَنا ؟

اَیــــنَ بقــــیَه اللّـــه ؟؟



آقا

مولا، یا صا حب الزمان...

در تمام روز و شبهای ماه مبارک غربتت احساس میشد

چقــــدر غریبی بین انسانها ، بین انسانهایی که حتی به خودشان هم رحــم نمیکنند

آقا میدانم حال دلِ شما هم خوب نیست در این وانفسای دنیا،

در لحظاتی که بمب و موشک مهمان رویای شبانه ی کودکان بی پناه است



آقا میایی تا پناهمان بشوی؟ تا پناهشان بشوی؟؟ تا دلهایمان قرار بگیرد؟

امشب؛  شب قدر،  دلت را از ما راضی و کن و بیــا

بیـــا که تنها دعای ما تویی ...

۲۹ تیر ۹۳ ، ۰۳:۰۰
سیـده بانــو

 

نزد طبیب رفتــم و درمــان تـــــو را نوشت
یــک کربلا مـرا ببـری خــــوب می شوم ..
.

 

 

 

حسیـــن جــان

خاکِ من زنده به تاثیرهوایِ لب توست ...
سازگــاری نکند آب و هــوای دگرم ...

۲۸ تیر ۹۳ ، ۲۲:۲۲
سیـده بانــو


هرچند که سبز و بی گناهی غزه! مظلوم و غریب بی پناهی غزه!
در خون تو نقش کربلا می بینیم، بدجور شبیه قتلگاهی غزه!

گریه نکن! کوچولو کسی صدایت را نمیشود
چشم‌هایت را ببند،
گوش‌هایت را بگیر
شاید موشکی که به سمت تو می‌آید راهش را عوض کند
گریه نکن! کوچولو، مُردن که ترس ندارد



اللهّم العجِّل لِولیک الفرج

۲۷ تیر ۹۳ ، ۲۳:۳۳
سیـده بانــو

شبـــهای قــدر اعظم شبهای ماتــم است
باور کنید حال خــدا نیز درهــم اســت
آنقدر که زمیــن و زمـان را به هم زده
آه ای خدا هــوای نجــف بر سرم زده
یک عمر درد و غربت مولا تمـام شد
یک عمر داغ دوری زهرا تمام شــد




وقتی به یاد فــاطمه از کوچه ها گذشت
بر قلب زخم خوردۀ مولا چه ها گذشت
ای داغ های کوچــه خدا حافظ شمـا
ای نخل های کوفــه خدا حافظ شمـا
کافیست هرچه بین شما بوده ام اسیر
دنـیای بی وفــا برو بی علـی بمیــر



پی نوشت :

بابای یتمیان کوفـــه ، بابای همـــه ی دنــــیا

مولـای انس و جان، ایـام شهادتتان  را به ســوگ نشسته ایم

باشد که یتــــیم نوازی کنید و دستانمان را بگیرید

امید که در شبـهای قدر ، قدری ، قـــدرتان را درکــــ کنیم

۲۶ تیر ۹۳ ، ۲۲:۱۵
سیـده بانــو
 

این ثانیه های گذران صبر ندارند..

اللهم رب شهر رمضان.. داره کم کم تموم میشه... الذی انزلت فیهاالقران..

شبهای انس خوشگل با قران..وافترضت علی عبادک فیه صیام..

سحرهای بانشاط و دم افطاری های عطشان الحسین..

صل علی محمد و آل محمد و ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام...

گرد حرم دویده ام ، صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من ، کرب و بلا نمیشود

هیچ کسی برای من امام رضا(ع) نمیشود...

و اغفرلی تلک الذنوب العضام فانه لا یغفرها غیرک یا علام و یا رحمن...



پی نــوشت :

فکر نمیکنم دریای رحمتت چیزی از گناهانم باقی گذاشته باشه...

بالحسیـــن الهی العــــفو

۲۵ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۰
سیـده بانــو

نشسته ام بنویسم گدا گدا آقا ، چقدر محترم است ، گـــدایی ات  آقــــا

نشسته ام بنویسم حسن ، کریم ، کرم ، مدینه ، سفره ی آقا ، برو بیا ، آقا

نشسته ام بنویسم به جای العـــفوم ، الـــهی یـــا حسن  ، یا کریم ،  یا آقـــا

تو مهربانی ات از دستگیری ات پیداست ، بگیر دست مرا هم تو را خدا آقا

دخیل های نبسته شده زیاد شدند ، چرا ضریح نداری ؟ چرا چرا آقا

 



نشسته ام بنویسم که قامتت طوباست ، نگات مثل علی و صدات مثل خداست

نشسته ام بنویسم علی است بابایت ، نشسته ام بنویسم که مادرت زهراست

تویی کریم کرم زاده من گدا زاده ، مرا خدا به تو داده تو را به من داده

نشسته ام بنویسم که سفره داری تو ، همیشه بیشتر از حد انتظاری تو

به دست با کرمت می دهی کریمانه ، به سائلان حسینت هر آنچه داری تو

تو نیمه ی رمضانی ولی شب قدری ، مرا به دست خداوند می سپاری تو

اگر بناست بسوزم به هیزم فردا ، قسم به چادر زهرا نمی گذاری تو

 


پی نوشت :
بی مرحــمت که روز شما شـب نمیـشود اصلا تو را برای کریـــم شدن آفـــریده انـد

میلاد کریــــم اهلِ بیت امام حسن مجتبی علیه السلام بر همگان مبارک


۲۱ تیر ۹۳ ، ۱۹:۲۵
سیـده بانــو

خــــدای خـــوبِ مـــن

ما برای داشتن تو ریسمان نبسته ایم , دل بسته ایم

همین که حال دلــــــمان خوب است برای ما کافیست


                                                                       خـــــدای خـــــوب من

حسابگرانه تسبیح به دست می گیرم

و از تو بی حساب روزی می خواهم

حسابگرانه ذکر می گویم

و از تو بی حساب نعمت می خواهم

حسابگرانه نماز می خوانم و روزه می گیرم

و از تو بی حساب اجر می خواهم

حسابگرانه صدایت می کنم

و از تو بی حساب توجه می خواهم

حسابگرانه بنـــــدگی می کنم

و ازتو بی حساب خــــــدایی می خواهم

همه اش شد ، من!

کاش می فهمیدم که همه اش باید (تـــــو) باشد

می نـــــازم به خـــــدایی ات ،

که با این همه بی بندگی ، خدایی ات حرف ندارد...



پی نوشت :

چقـــدر لــذت بخــش اســت کــه ســر بــر دامـــن دوســت بگــذاری
و رازِ دلــت را بــا او بگـــویی ...

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۳ ، ۲۳:۳۳
سیـده بانــو

رفتی ندیدی باغ تو پر یاسمن شد

ای با کفن، آخر حسین ات بی کفن شد ..


پی نوشت :

حضرت خدیجه ، کسی که پیامبر در وصفشان فرمود

خدیجه زوجتی فی الدنیا و الآخره

ای کسی که همسر پیامبرمان در دو دنیا هستید

مادر حضرت زهرا 

حامی اسلام

 با سخاوتتان دستان خالی مارا هم بگیرید

وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها تسلیت باد.

۱۷ تیر ۹۳ ، ۲۲:۳۵
سیـده بانــو


کــــوهِ دردم که کنـــد نـــامِ رضـــا آرامــم



دلم برای تو پـــــر میکشد امامِ غریـــب

غمـــت زِ سینه شرر میکشد امام غریب

زیارت شما که فوق همه زیارت هاست

دل مــــرا به سفــــر میکشد امـــام غریب




در هشتمین افطــار میهمانی خدا دلم بهانه ی شما را دارد یا امــــام رئوف دعوتم نمیکنی به مهمـانی ات ؟


۱۵ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۸
سیـده بانــو