عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

قـــدری دل شکـــسته ی مــا را دعــا کنید

چهارشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۰۰ ب.ظ
 

این ثانیه های گذران صبر ندارند..

اللهم رب شهر رمضان.. داره کم کم تموم میشه... الذی انزلت فیهاالقران..

شبهای انس خوشگل با قران..وافترضت علی عبادک فیه صیام..

سحرهای بانشاط و دم افطاری های عطشان الحسین..

صل علی محمد و آل محمد و ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام...

گرد حرم دویده ام ، صفا و مروه دیده ام

هیچ کجا برای من ، کرب و بلا نمیشود

هیچ کسی برای من امام رضا(ع) نمیشود...

و اغفرلی تلک الذنوب العضام فانه لا یغفرها غیرک یا علام و یا رحمن...



پی نــوشت :

فکر نمیکنم دریای رحمتت چیزی از گناهانم باقی گذاشته باشه...

بالحسیـــن الهی العــــفو

۹۳/۰۴/۲۵
سیـده بانــو