عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

و حالا دخـــتری کنج خرابـــه ...

جمعه, ۷ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۱۲ ق.ظ

دو چشم دخترک تـَـر شد سه نقطه . . . 
پرید از جا کبــوتــر شد سه نقـطه . . .
صــدای ضربــه سیـــلی و آنـــگاه
گمانم دخترک کـَـر شد سه نقطه . . .
تمـام گردنش خـون بود خـون بود
بمیــرم مثل مــادر شد سه نقــطه . . .
کبــودی رخ و زخــم ســـر ِ او
برایش مثــل معــجر شد سه نقطه . . .

و عمـــه بعـد آن شب در خــرابه

عصـای دست دختـر شد سه نقـطه . . .

دو چشــمش را به سخــتی بـاز کرد و
کمی مهـمان یک ســر شد سه نقطه . . .
و حالا دختـــری کنــج خــــرابه
مریض احــوال بدتــر شد سه نقطــه . . .
صـــدایش در نمــی آمد به گریــــه
و اینجا قصـــه آخـــر شد سه نقــطه . . .

 

 

پنجـــم صفر سالروز شهادت دردانه بانوی سه ساله ی حضرت ابا عبدالله (ع) بر شیعیان حضرتش تسلیت باد

۹۳/۰۹/۰۷
سیـده بانــو