عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

این کریــمان با نگـــاه خود گره وا میکنند...

پنجشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۳، ۰۶:۱۸ ب.ظ


آیینه روی مجـــتبایی قاسم ، مستغرق ذات کبریایی قـــاسم
مثل علی اکبری برای اربـــاب
،چــشم تو کند گره گشـــایی قـــاسم


یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ،

 ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است
از همان روزیکه رزق نوکران تقسیم شد

 کربلای سینه زنهای حسن با قــاسم است

این کریـــمان به نگـــاه خود گره وا میـــــکنند

آنکه عمری دردِ ما کرده مداوا، قــــاسم است
گوسفندی نذر او کردیم و مرده زنده شد

آنکه نامش میـــکند کار مسیـــحا، قــــاسم است

پی نوشت

پنجــم رمضان المبـارک مصادف با میــلاد کریــــم ابنُ الکریـــم  حضرت قــاسم ابـــن الحسن (ع)  تهنـــیت باد.

۹۳/۰۴/۱۲
سیـده بانــو