عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

دســتت چرا دوباره پناهم نمیشود 
نــوری برای روی سیاهم نمیشود
باران مهـــربانی لبخــندتان چــرا 
مهمــان شوره زار نگاهـم نمیشود 

 

از روزگار وصـل تو را خواستم ، نشـد 

از او هرآنچه را که بخواهم ، نمیشود 
تنها نه توبه های فراوان که هیچ چیز 
مرهــــم برای عمــر تبــاهم نمیشـود 
این شعـر ها که جای تــو را پر نمیکند 
این شعر ها که پشت و پناهم نمیشود 
مـن آه میکشم عوض این گلایــه ها 
چون هیچ یک به خوبی آهم نمیشود


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۴
سیـده بانــو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">