عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ یــار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ حــرمِ  یــار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....

نویسندگان

روز شمـــارِ عاشــــقی ... 2

شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ۱۲:۰۷ ق.ظ

لــب هـای مــن عسـل شــده از گفـتــن حسیــــن 

آقــا چقــــدر نـــام شـمــا مــــزه مـــی دهـــد



ا ر بـــــــــا ب

هر کسی عاشـــقِ هر کسی که میخواهد باشد...

لبـــــهای من فقــط با بردن نــامِ مقدس شما اَحلی مِنَ العســـل میشود



بر طالعم نوشته شده "عاشق الحسین"دست خودم نبود اگر عاشقت شدم


۹۳/۰۸/۲۴
سیـده بانــو