عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

روز شمـــارِ عاشــــقی ... 4

پنجشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۱۰ ب.ظ

 عجــب هوای لطیــفی است این هــوای حسیـــن

خــــدا کنــد که بمیـــرم شبی برای حسیـــن (ع)

 

و رویای یک شبِ جمعه ... حـــرم

ارباب همیشه گفته اند تا سه نشود انــــگار ...

چقدر چشـــیدن طعمِ واقعــی یک رویا شیرین است...

دلشوره دارم

مــــادر جان برات کربلایم را داده ای... تا جان دارم ممنون این محبتم

امـــا با من وعـــده دیداری بگذار

که سالـــهاست روزشماری میکنم برای یک شبِ جمعه در حرمِ یار

برایِ استشـــــمام عطرِ سیـــب ِ حـــرم

مادر قرارمان گوشه ای از  شش گوشه ی ضریح اربابم حسین (ع)

همان جای همیشگی

پایینِ پـــا ی آقـــا

من سیاهپـــوش..

به نشانه ی روسیاهـــی خودم... به احترامِ عزای ارباب

مرا میشناسی مـــادر؟

همیشه مادر خطابت کرده ام... با وجود تمام ِ نا سپـا سی هـا

اما میــــدانم مــادر تمامِ فرزندانش را دوست دارد

چه خوب ... چه بـــد

من .. همان دختـــرِ روسیـــاهِ شما

هم نــامِ شــما ...

مادر بگــو که میآیی و مرا هم با خودت میبری ؟

از هجده سالی که قرارمان بود خیلی بیشتر گذشته است مـــادر

بگو که میآی وآمدنت مرهمی میشود برای زخـــم هایم

بگــو که می آیی و  دخـــــترت را هــم ...

 

 

و "شــب جمــعه" شـد و در حـــرم کرب و بـلا

چــشم ها منتــــظرِ "حضـرت مـــادر" شـده است

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۲۲
سیـده بانــو

نظرات  (۹)

۲۲ آبان ۹۳ ، ۲۳:۱۲ سیـــده بانــو
اربـــــــابــــــــ :

مثل کبوتران شب جمعۀ حرم
بگذار در هوایِ تو نقاشی ام کنند
مثل کتیبه هایِ قدیم حسینیه
در مجلسِ عزای تو نقاشی ام کنند
بگذار مثل مَشک پر از آب، یک غروب
در دست بچه های تو نقاشی ام کنند
....


پاسخ:
شـــد شبـــــِ جمــــعه و دلشـــــــــوره با جـــــــانم افتــــــــــــاد

کربـــــــــلا
روضــــــه گـــــــــــودال ...
خــــــدا رحـــــــــم کند .........
۲۲ آبان ۹۳ ، ۲۳:۱۸ فاطـــمه زهــرا


پادشاهی که تنش ، زخمی و بی سرشده است
کرمش بر دل عشاق ، مکرر شده است
و "شب جمعه" شد و در حرم کرب و بلا
چشم ها منتظر "حضرت مادر" شده است.......

پاسخ:
چشــــــــــم هــــــا
منــــــــــــتظـــر حضــــــرت مــــــــــادر شـــــــــــده اســــــــــت ...........
۲۳ آبان ۹۳ ، ۰۰:۰۶ لعنه الله علی من عاداک یاعلی ع
زائر کرببلا گفت خداحافظ و من

به تلافی وسط روضه خودم را کشتم....

سلام سیده کربلایی..

خوش بسعادتت
خوش بحالت

ممنونم که بیاد حقیر بودید.
زیر قبه ارباب دعاکن منم کربلایی بشم...
علی ع پشت و پناهت..

التماس دعا
پاسخ:
اربــــــاب

تو همچو من سر کویت هـــــــزار ها دارییییییی
ولــــــی
بــــــــــدان
که نوکــــــــــرت فقـــــط تو را دارد .............

سلام
ان شاء الله به زودی روزیتون
به روی چشـــــــم
به شرطِ لیاقت .......

محتاجم به دعــــــــا
یا علی
۲۴ آبان ۹۳ ، ۲۱:۱۴ باب الحسین
سلام و رحمت الله

گرچه میسوزم اما از صمیم قلب خوشحالم که دارید راهی دیار یار میشید

گوارای وجودتون باشه و ان شاءلله بهترین بهره ها رو ببرید

ممنون که روسیاه ها رو هم بزرگوارانه دعا می کنید
پاسخ:
سلـــام
خیلی ممنونم ...
ان شاء الله به زودی قسمت شما بزرگوار

محتاج ام به دعای خیرتون که بدرقه راهــم کنید
و وظیفه ام هست که هم عاشقان اربـــاب رو  یاد کنـــم حتما

یا علی مدد
به امیــــــــــد آمــــده ام خانه خــــــرابم نکنی ...........

همـــــــــــــــــه کردند جـــــــوابم ... تـــو جـــوابم نکنــــــی ......



پاسخ:
اربـــــــابـــــــــ

امــــــــــون از این دل ِ بی قـــــــــــرار 
۲۵ آبان ۹۳ ، ۱۶:۵۷ لعنه الله علی من عاداک یاعلی ع
 (از زبان سیده بانو)

میروم پشت سرم آب مریز ای مادر

خانه ی مادری آنجاست،چرا برگردم؟!

سلام سیده بانو

ان شاالله به خوبی و خوشی برید و برگردید

ممنون که حقیر رو لایق دعا کردن میدونید.

التــــــــــــــــــــــــــــــماس دعـــــــــــــــــــا

یاعلی مدد
پاسخ:
لطف بی حد تو ارباب گدایم کرده ٔ...

سلام
خیلی ممنونم
عالی نوشتید از طرف من ..

کربلا خوونمه از چی دل بکنم ؟
حق دارم که بگم با تو هم وطنم ارباب
+
دوای دردم
این دفعه که بیام دیگه بر نمیگردم

محتاجم به دعا
علی یارتون
۲۵ آبان ۹۳ ، ۱۸:۴۹ ســـَـــر به هوایِ خورشیـــد
سلام سیده جونم . واقعا خوشحالم برات که داری میری حرم ارباب 
خیلی التماس دعا دارم :)


پاسخ:
سلام
خیلی ممنونم
ان شاالله به زودی قسمت خودت عزیزم

به روی چشم،  محتاجیم به دعا
یاعلی
۰۳ آذر ۹۳ ، ۲۱:۰۶ متیم الحسین (ع)

حال و احوال ؟ 

عذر تاخیر ... وظیفمون بود ک زودتر از اینا واسه دستبوسی خدمت میرسیدیم ، کم سعادتی ما رو ببخشین .. 

زیارتتون مقبول 

چه خبر از ارباب ما ؟ 

پاسخ:
سلام 
خیلی ممنونم شما لطف دارید وظیفه نیست محبته
دعاگو بودم اگر قابل باشم
ارباب فقط مهربانی و مهربانی و مهربانی 
اینکه هی میگوییم
یک شب جمعه حرم پسرت نصیبمان شود
شاید 
همه اش به احترام حضور شما باشد حضرت مادر
و چه زیباست در جایی نفس بکشی که بدانی 
مادرت هم آنجاست
و چه زیباتر که مادرت دست نوازشی بکشد بر سر و روی تو...
مادر عزیز تر از جانم
اینار که می آیم 
چادر سیاه تو را به سر دارم
چادری که هدیه خود توست
و من انگار در تمام این سالها گم اش کرده بودم 
و اینبار چقدر از زن بودن خودم خوشحالم 
وقتی قرار است چادر تو را سر کنم 
و در کنار ضریح 
جای دستان تو را بوسه بزنم...

5 دیماه 94
پنج روز مانده به وعده دیدارمان 
در روز پنج شنبه 

بگو که می آیی مادر 
که من به شوق دیدار تو 
و شنیدن عطر سیب عرم
یک سال تمام به انتظار نشسته ام
و الحمدلله که به لطف خدا و دعای خودت
زیارت
حرم حضرت عشق نصیبم شده است....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">