عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

( اینجـا تا همیشہ خونہ ما میمونہ،حتی اگہ دیر بہ دیر بیایم بہ خونمون )

عطرِ یار

این باران هایے که می بارد و نمی بارد ،
همه را شاعر کرده است
باریدنش یک جور ، نباریدنش جور دیگر
حجم نداشتن هایت را به رخ ما می کشد
این جایے که بےتو ،
نه زمینش زمین است ، نه آسمانش آسمان.
مےگویم : پدرانمان سیب سرخ کدام جنت اعلایے را گاز زدند
که فرزندانشان از درک ولایت شما رانده شده اند ؟
این جغرافیای غربت را ،
بےشما نخواهیم کجا را باید مُهر کنیم ؟
" به جان عزیزتان ، بودن بی درک شما ،
عینِ ظلم است "

می فرمایی ندبه بخوان ؟
مےخوانم : اشکوا الیک
شکایت دارم برشما ؛
از تنـــهایے خودم ،
از تنـــهایے شما....


Instagram: atreyar


نویسندگان

امام رضـــا جانـــم ...

شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۳، ۰۱:۰۱ ق.ظ

بالم شکســته بود وهوایی نداشتم .. ازدستِ روزگــار رهــایی نداشتم

بیهوده نیست عاشق گنبد طـلا شدن .. مشهد اگر نبود که جایی نداشتم

دردم زیــاد بود و طبیبی مرا ندید.. دردم زیــاد بودو دوایی نداشتــم

گفتم مگر امــام رضــا چــاره ای کند .. ای وای اگر امام رضایی نداشتم




خوشبخت پرچمی است که پُر است از هوای تـو، هی مشهد آمدن به هوای شفــا بــس است
دســـتِ مرا بگیـــر که این دستهای ســـرد هر قدر کرده دامنتان را رهـــا بـــس است




پی نوشت :

مولای رئوفم.. آقای تمام مهربانی ها.. مأنوس با تمام دلها و جانها.. اجین شده با روح و روانم..

امام رضـــا جانـــم ، امام رضـــا جـــانم ، امام رضـــا جانــــم

میلادتان مبارک آقـــا ... دلــم دخیـــلِ پنـــجره فــــولادت...


۹۳/۰۶/۱۵
سیـده بانــو